iaeo.ir

سامانه خدمات الکترونیک سازمان

نظامهای بهره برداری در کشاورزی

تاریخ : ۲۳ خرداد ۱۳۸۷

دریافت متن کامل
تایپی این مقاله

فریبا رزاقی
کارشناس مدیریت آب و خاک سازمان جهاد کشاورزی استان کردستان
مقدمه :
با مطالعه کلی روند توسعه کشاورزی، مشخص میشود که هدف از تولید و بهره برداریهای کشاورزی در وهله نخست تأمین نیازهای خودمصرفی خوانواده های کشاورزان است. به تدریخ نسبت خودمصرفی خانواده ها کاهش یافته و تولید برای بازار و تأمین نیاز سایر افراد جامعه مدنظر کشاورزان قرار می گیرد. بر همین اساس شیوه های بهینه بهره برداری کشاورزی نقشی اساسی در تأمین غذای جامعه و خودکفایی اقتصادی دارند. امروزه محققین معتقدند در بخش کشاورزی، نوع واحدهای تولیدی از نظر حقوقی و اقتصادی، اندازه واحد بهره برداری، نوع کشت، اهداف و برنامه های تولیدی باید در جهت جوابگویی به اهداف توسعه کشاورزی باشند. نتایج حاصل از بررسیهای مختلف نشان می دهد با وجودیکه شرایط نامساعد جوی و قانون بازده نزولی مانع از گسترش فعالیتهای کشاورزی در همه نظامهای بهره برداری است ولی در مسیر توسعه کشاورزی گرایش کلی به سمت کاهش تعداد
بهره برداریها و افزایش اقتصادی اندازه واحدها ( با برخی استثناها ) به شرط تناسب با تحولت جهانی میباشد.
در کشور ما نظامها و شیوه های بهره برداری کشاورزی در مسیری طولانی و تحت تأثیر تحولات تاریخ، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شکل گرفته اند و همواره تحت تأثیر تغییرات جدید قرار دارند.
نمونه بارز آن اصلاحات اراضی دهه ۱۳۴۰ بود که منشاء بسیاری از دگرگونیها در سیستمهای بهره برداری کشاورزی شد. اغلب بررسیها نیز به بعد از این دوره مربوط می شود. بعد از اصلاحات اراضی شیوه های بهره براری کشاورزی تغییرات عمده ای کردند و در هر مرحله ای نیز سیاستها و برنامه های دولتی برخی از اشکال را تشویق و برخی را محدود می کرد. در کل تجربیات نشان داده اند که در نواحی روستایی کشور در صورت مناسب بودن حمایتها و توجه دولت همواره زمینه بهره برداریهای بهینه از منابع تولیدی وجود داشته است.
شکل گیری و تداوم نظامهای بهره برداری پایدار نیازمند توجه همه جانبه به ابعاد مختلف آن از طریق سیاستها و برنامه ریزیهای مناسب است. زیرا فعالیتهای کشاورزی به دلیل پیچیدگی خاص خود نیازمند چند سونگری است. سیستمهای بهینه و پایدار بهره برداری از منابع از جمله شروط اساسی در دستیابی به توسعه کشاورزی است.
تعاریف :
نظامهای بهره برداری ارکان اساسی تولید در کشاورزی هستند و در عین حال بیانگر نوع و شکل رابطه انسان با طبیعت نیز میباشند. دکتر تقوی در تعریفی کلی و مفید اشاره میکند که بهره برداری کشاورزی گونه ای از بهره برداری است که در آن مجموعه ای از اراضی بطور کلی یا جزئی به وسیله یک شخص حقیقی یا حقوقی ( بهره بردار ) برای تولیدات کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد. ماکس دروئو در تعریفی دیگر نظام بهره برداری کشاورزی را تلفیقی میان چگونگی استفاده از خاک و فنون مورد استفاده در تولید دانسته و آنرا ترکیبی میان سیستم کشت و نوع کشت معرفی میکند.
صاحبنظران ضمن ارائه تعاریف دیگری از نظامهای بهره برداری کشاورزی، آنها را از ابعاد متفاوتی بررسی کرده اند. برای نمونه از نظر دکتر عبداللهی، از بعد جامعه شناختی نظام بهره برداری یک سازمان اجتماعی مرکب از عناصری به هم پیوسته است که با هویت و مدیریتی واحد و در چهارچوب شرایط اجتماعی و طبیعی محیط خود امکان تولید محصولات کشاورزی را فراهم می یابد . ناوی ثانی نیز آنرا بدینگونه تعریف کرده است « شیوه رسمی و عرفی جمع آوری و کاربرد منابع و عوامل تولید در چهارچوب مقیاس تکنولوژی، سازمان کار و مناسبات اجتماعی معین برای تولید » . نظام بهره برداری در عین حال « یک سیستم اجتماعی است که منابع پایدار به منظور تولید محصولات کشاورزی، فرآیند و عرضه آنها با بهره گیری از دانش و اطلاعات، تکنولوژی و ایده ها مورد استفاده قرار می گیرند. » تقوی در تعریف دیگری به این مطلب اشاره میکند که نظام بهره برداری از زمین از یک سو رابطه حقوقی و تکنولوژیکی میان افراد بهره بردار با زمین و از سوی دیگر روابط میان آنان ( مالکین زمین را منعکس می کند. با این نگرش نظام بهره برداری عبارت است از : « نحوه برداشت محصول از زمین با استفاده از شیوه های معین و فنی مشخص که دارای سطح معینی از توسعه است و در چهارچوب یک رشته روابط حقوقی میان افراد، در قالب یک نظام تقسیم کار برای دریافت سهمی از محصول در مقابل کار یا سرمایه است» . از نظر نامبرده در معنای عام نظام بهره برداری نظامی است که منعکس کننده عناصر زیر است:
۱- الگوی بهره برداری
۲- طرز و سیستم مراحل تولید کشاورزی
۳- تلفیق و ترکیب بهینه عوامل تولید
۴- مالکیت و روابط انسان با کار و ابزار تولید
۵- سطح تکنولوژی و رابطه انسان با طبیعت
تعاریف متعددی از نظامهای بهره برداری کشاوری در دست است. این تعاریف که به چند نمونه از آنها اشاره شد هر کدام از جنبه و منظرگاهی سیستمهای بهره برداری کشاورزی را توصیف کرده اند. جولز پرتی در این رابطه معتقد است نظامهای بهره برداری کشاورزی از دیدگاههای مختلف تعریف می شوند. این دیدگاهها عبارتند از :
۱- به لحاظ امکانات تولید ( پر یا کم استعداد، مساعد یا حاشیه ای )
۲- به لحاظ میزان تمرکز فنّآوری انقلاب سبز، پیچیده یا متنوع )
۳- آمادگی برای پذیرش فنّآوریهای بیرونی که به تازگی عرضه شده اند ( نوین یا صنعتی )
۴- کیفیت منابع طبیعی موجود ( غنی یا ضعیف )
۵- به لحاظ میزان استفاده از نهاده های بیرونی ( نهاده های کم یا زیاد )
همانگونه که مشاهده شد، سیستمهای بهره برداری کشاورزی از جنبه های متفاوتی قابل تعمق و مطالعه هستند.
فلسفه بهره برداری از منابع :
همگام با گسترش و توسعه علوم، روابط انسانی و محیط متنوع تر شده و شرایط مناسبتری برای بهره برداری بیشتر از منابع فراهم می شود. در واقع انسان جزئی از سیستم پیرامون خود است و بر این اساس میتواند یاد بگیرد نسبت به تکنولوژی، موقعیت و محیط واکنش نشان دهد و با آنها در تعامل باشد.
فلسفه بهره برداری انسان از منابع پیرامون خود به قدرت اختیار و بآورد ساختن نیازهایش باز میگردد. در این رابطه میتوان به نظرات ماکس سور اشاره کرد. سور معتقد است رفتار انسان و گرایش به سازندگی در نزد وی همواره تحت تأثیر عوامل محیطی نیست، بلکه انسان به مقتضای خواسته ها و اختیار خود به آنچه که طبیعت و نیروهای خارجی در بستر حیات وی نهاده دست می یابد و بهره می گیرد. بدیهی است با تغییر در نیازهای جوامع، شیوه های بهره برداری از منابع نیز تغییر مییابد.
اهمیت مطالعه نظامهای بهره برداری کشاورزی
استفاده منطقی انسانها از طبیعت و ترکیب نهاده های تولید در بهره برداریهای کشاورزی از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا علاوه بر اینکه شاخص مهمی در فرآیند تولید به حساب می آید، بر شیوه معیشت تولید کنندگان نیز تأثیرگذار است. در همین رابطه طبق نظر دوماژن ، مطالعه روابط بین گروههای اجتماعی و مناطق طبیعی در جهت بهره گیری انسانها از منابعی است که طبیعب در اختیارشان قرار داده است. با شکل گیری اینگونه روابط دستیابی به شرایطی که در آن انسانها با محیط سازگار شوند امکان پذیر می شود. وی معتقد است در سیر تکاملی تمدنها تأثیرات محیط به مراتب کمتر از خلاقیت انسانها بوده است.
ایجاد تحولات مثبت در نظامهای بهره برداری کشاوری به ویژه در کشورهای در حال توسعه از جمله برنامه های اصلی به شمار میرود، زیرا دانشمندان معتقدند ارکان اساسی تولید در واقع سیتمهای باز و پویایی هستند که دارای عناصر شناخته شده ای میباشند که دائماض با خود و عناصر سیستمهای مجاور در کنش متقابل هستند. اجزاء اصلی این سیستمها را میتوان انسان، دانش، اطلاعات، مدیریت، منابع، تکنولوژی و عملکرد دانست. ایجاد تغییر درهر یک از این اجزاء و شکل تعامل آنها با سیستمهای مجاور، به عنوان مثال بازار محصولات کشاورزی میتواند به تحول د کل نظام بهره برداری منجر شود.
بهره برداریهای کشاوری با کلیه فعالیتهای روستائیان در ارتباط است. در واقع به عنوان واقعیتی تفکیک ناپذیر از فرهنگ روستایی، ابعاد اقتصادی و اجتماعی زندگی آنان را تعیین میکند. بسیاری از مفاهیم توسعه روستایی در ارتباط با مسائل مربوط به نظامهای بهره برداری کشاورزی است.
جولز پرتی به این مطلب مهم اشاره میکند که د اثنای انقلاب سبز سالهای دهه ۱۹۶۰ میلادی به بعد باور عمومی بر این بود که می توان نظامهای کشاورزی را دگرگون کرد بی آنکه بر نظامهای اجتماعی تأثیر بگذارند. یعنی چنین تصور می شد که فنّآوری مستقل از بافت اجتماعی اس. در حالیکه فنآوری یا هر عاملی که در جهت ایجاد تغییر در شرایط تولی ایجاد میشود بدون تناسب با شرایط جماعی و انسانی جوامع بی نتیجه و حتی زیان بار خواهد شد. تغییر در اجزاء نظامهای بهره برداری در هر جامعه ای در نهایت به ایجاد تحول منجر خواهد شد و در عین حال خود نیز از تحولات محیط تأثیر خواهد پذیرفت .
در این جا میتوان به نظریات دکتر لهسایی زاده مراجعه کرد. ایشان معتقد است بخش کشاورزی در هر جامعه ای مبتنی بر نظامهای بهره برداری تشکیل دهنده آن جامعه است. این نظامها مانند هر جزء دیگری از سیستم اجتماعی تابعی از تغییر و تحولات کل سیستم اجتماعی هستند به عبارتی پیدایش، استحکام و انحلال نظامهای بهره برداری کشاورزی در چهارچوب کلی روند توسعه هر جامعه ای بطور مستقیم بر ساختار و کارکرد نظامهای بهره برداری کشاورزی اثر خواهد گذاشت.
نظامها یا سیستمهای بهره برداری در کشاورزی به دلیل اهمیت خاصی که دارند همواره مورد توجه محققین بوده است. امروزه اندیشمندان به نقش و اهمیت نظامهای بهره برداری به عنوان کلیتی مستقل و تأثیرگذار بر روند توسعه تأکید زیادی دارند. در اصل باور عمومی این است که محول و اساس تولید در کشاورزی نظامهای بهره برداری از منابع است و نهادینه نمودن سیستمهای بهینه و پایدار بهره برداری کشاورزی تسریع کننده فرآیند توسعه کشاورزی است.
عوامل مؤثر بر بهره برداریهای کشاورزی
عواملی وجود دارند که هر کدام به شکلی بر نظامهای بهره برداری کشاورزی هر منطقه مؤثر هستند. در واقع هر کدام از محققین و دانشمندانی که در نقاط مختلف جهان بررسیهایی را در خصوص سیستمهای بهره برداری کشاورزی انجام داده اند، با عواملی آشنا شده اند که از جنبه های خاصی تأثیرگذار بوده اند. برخی از این عوامل بر اشکال بهره برداری ، برخی دیگر بر سنخ شناسی ( نوع شناسی ) و گروههای دیگری بر موقعیت و کارکرد نظامهای بهره برداری مؤثر هستند. از آنجائی که شناسایی این عوامل میتواند نقش مهمی در بررسیهای بیشتر و برنامه ریزی مناسب برای بهبود شرایط نظامهای بهره برداری کشاورزی کشور داشته باشد، لذا به مهمترین آنها اشاره میشود:
دکتر ازکیا عوامل زیر را در تقسیم بندی اشکال نظامهای کشاورزی مؤثر میداند:
۱- اندازه واحد مورد بهره برداری که مرتبط است با ارزش تجاری زمین، منابع مالی واحد زراعی، تقسیم کار، منابع آّب، نوع محصولات کشاورزی، استفاده از ابزار و تکنیک های تولید، وضع کارورزان زراعی و رابطه واحد بهره برداری با بازار محصولات زراعی.
۲- مدیریت، تصمیم گیری در واحد زراعی در خصوص استفاده مناسب از وسایل تولید
۳- عوامل اقتصادی اجتماعی و سیاسی مؤثر در ایجاد بهره برداری و …
۴- مناسبات تولیدی که شامل روابط افراد در روند تولید و مناسبات ناشی از مالکیت واحدهای
بهره برداری است.
سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد ( فائو ) در پی تحقیقات گسترده ای که در سطح جهان انجام داد، به این نتیجه رسید که براساس معیارهای زیر می توان نظامهای بهره برداری کشاورزی را تقسیم بندی نمود :
۱- دسترسی به منابع طبیعی پایه و …
۲- الگوی غالب فعالیتهای مزرعه و معیشت خانوار
به کمک برخی دیگر از عوامل میتوان نوع نظامهای بهره برداری را از هم متمایز کرد. برای نمونه ماکس دروئو به نقل از خانم ژاکلین بوم آمور بیان میدارد که تیپ شناسی نظامهای بهره برداری کشاورزی براساس این معیارها صورت می گیرد.
۱- کابرد خاک ( اندازه واحد بهره برداری، نسبت درصد زمینهای زیر کشت و نسبت درصد کشتهای تخصصی ).
۲- خصوصیات تکنیکی ( تراکم نیروی کار، میزان استفاه از تراکتور و نسبت سرمایه بهره بردار به هکتار ).
۳- وضعیت تولیدات دامی ( ارزش دام به هکتار و هدف از پرورش دام ) و …
۴- پیامدهای اقتصادی تولید ( نسبت تولید به فرد، نسبت تولید به هکتار و میزان کلی تولید ).
دکتر ازکیا در ادامه توضیحات خود از بعد جامعه شناختی، سه عامل مالکیت، حاکمیت و فاعلیت را عوامل مؤثر میداند. از نظر ایشان بطور کلی سه عامل اصلی تعیین کننده سرنوشت اجتماعی نظامهای بهره برداری از مین عبارتن از :
۱- مسئله تملکر بر زمینهای زراعی ( مالکیت ).
۲- مسئله حق تصمیم گیری و تعیین سرنوشت به و به عبارت دیگر مدیریت و کاردانی کشاورزی
( حاکمیت ) و …
۳- نظام کار و شکل فعالیت دست اندرکاران یا دارندگان واحدهای بهره برداری ( فاعلیت ).
به عقیده وی نوع ترکیب و جایگزینی عوامل مذکور مشخص کننده شکل مناسبات اجتماعی در
بهره برداریهای کشاورزی است.
برخی از دانشمندان توجه خود را متمرکز موقعیتهای مکانی نظامهای بهره برداری کشاورزی نموه اند. به عنوان مثال اسپینگ در مطالعه سیستمهای کشاورزی از نتایج تحقیقات داکهام و مسفیلد در دهه ۱۹۷۰ میلادی یاد میکند. از نظر آنان پراکنش و وضعیت مکانی سیستمهای کشاورزی و زراعی تحت تأثیر عوامل مهمی مانند دسترسی به بازار انبوه، اندازه جمعیت محلی، سطح توسعه اجتماعی و اقتصادی، امکانات مکانیزه کردن و اقلیم قرار دارند.
ماکس دروئو نیز از محدودیتهای سیستمهای بهره برداری کشاورزی یاد میکند و معتقد است تنگناهای طبیعی بهره برداریهای کشاورزی که بر کارکرد آن مؤثر است عبارتند از :
۱- آب و هوا
۲- ناهمواری و جنس خاک و…
۳- چشم انداز روستایی
با وجودی که تفسیر و بررسی اثرات هر کدام از عوامل ذکر شده در نظامهای بهره برداری کشاورزی کشور و همچنین مناطق مختلف آن نیازمند تحقیقات گسترده و متوالی است ولی معرفی این فاکتورها و عوامل دیگری که ممکن است توسط سایر محققین معرفی شود، میتواند به عنوان راهنمایی جهت ادامه تحقیقات و بررسی بیشتر نظامهای بهره برداری کشاورزی مفید باشد.
انواع نظامهای بهره برداری کشاورزی
به منظور آشنایی مختصر با انواع نظامهای بهره برداری کشاورزی و همچنین جلوگیری از طولانی شدن بحث، فقط به تقسیم بندی جامع و مفید دکتر ازکیا اکتفا میشود. از نظر ازکیا نظامهای تولید کشاورزی یا ساختهای زراعی در حالت کلی عبارتند از :
۱- مزارع خانوادگی یا مالکین خودکار
مؤسسات تجاری مستقل و متوسطی هستند که عمدتاً از فنون سرمایه بر و مکانیزه استفاده می کنند. از نیروی کار کارگر هم بهره میبرند. در این مزارع عمدتاً منابع با حداکثر کارائی استفاده می شود. کلیه تصمیمات توسط بهره بردار اتخاذ می شود و انواع محصول را تولید می کنند. تعداد این مزارع در کشورهای در حال توسعه زیاد نیست، زیرا وجود تعداد کثیری از دهقانان سنتی که قادر به انباشت سرمایه نیستند سبب می شود زمین برای تولید محصولات معیشتی یا تولید تک محصولی مورد استفاده واقع شود. فراوانی نیروی کار ارزان با اشتغال ناقص و فقدان همبستگی بین کشاورزی و صنعت در کشورهای مذکور از دیگر دلایل عدم گسترش این نظام تولیدی به شمار می رود.
۲- نظام اجاره ای
اجاره داران معمولاً بیش از نیاز معیشتی خود تولید میکنند و به صاحبان زمین، اجاره را به صورت نقدی یا جنسی پرداخت می کنند مجبور به انجام خمات یا بیکاری برای مالک نیستند. مشخصه این نظام اقتصاد مبادله ای مبتنی بر پول است. با وجودی که قرارداد اجاره غیر مکتوب است ولی منافع اجاره دار به دلیل پایگاه اجتماعیش تأمین می شود. در اغلب کشورهای در حال توسعه به دلیل بالابودن میزان اجراه بها، اجاره داران نمی توانند زمین بیشتری بدست آورند.
۳- نظامهای بهره برداری جماعتی از زمین یا مالکیت قبیله ای
در این نظام زمین نه ملک خصوصی است و نه کالایی قابل فروش، بلکه تحت کنترل اجتماع و یا قبیله بوده و اعضاء براساس سنت فقط حق بهره برداری از آن را دارند. رئیس قبیله یا رهبر جامعه فقط متولی زمین به شمار می آید و نه مالک آن. حقوق افراد نسبت به زمین به دلیل عضویت آنان در واحد اجتماعی مربوطه است. این شکل اغلب با تکنولوژی ابتدایی همراه بوده و بهبود دائمی زمین در آن امری نامتحمل است. افزایش جمعیت و مهاجرت در این نظام مشاهده می شود.
۴- بهره برداری مبتنی بر بزرگ مالکی یا فئودالی
از مشخصه های آن نابرابری شدید ثروت، درآمد و پایگاه اجتماعی است.در اروپای قبل از انقلاب صنعتی رایج بود. رعایا وابسته به زمین بودند و یا ملک قابل انتقال بودند. بخش اعظم زمین زراعی در انحصار گروه کوچکی از نخبگان زمین دار بود. رعایا علاوه بر پرداخت بهره مالکانه بیگاری نیز انجام می دادند. در این نظام به رعیت ها اجازه داده می شود که روی قطعه زمین کوچکی جهت معاش خود تحت نظارت مالک یا مباشر که تخصص کمی در زمینه کشاورزی دارند کار کنند. در این شکل از زراعت، زمینها عمدتاً ناکارآمد و بازدهی ناچیزی دارند یا اینکه زمینها به شکل مرتع برای پرورش دام استفاده می شود.
۵- بهر برداری تعاونی
کلیه حقوق مربوط به زمین، وظایف تولیدی و محصولات بدست آمده بطور مشترک در اختیار یک گروه از دهقانان محلی قرار دارد. در کشورهای در حال توسعه تعاونیهای خودجوش از گسترش زیادی برخوردار نیستند و از آننمی توان به عنوان یکی از الگوهای عمده تصرف زمین یاد کرد. تعاونیها توسط دولت شکل گرفته و بدون کمک آن مدت زیادی نمی توانند دوام بیاورند. این نوع واحدها را می توان در اروپای شرقی، آمریکای مرکزی و خاور میانه مشاهده کرد. هدف نهایی آنها با وجود کارکردهای متفاوت، زراعت جمعی توسط دهقانان است که قبلاً انفرادی کار می کردند. اجیدو در مکزیک، کلخوز در شوروی سابق و تعاونیهای تولید کشاوری در ایران نمونه هایی از آن هستند.
۶- واحدهای بهره برداری دولتی و واحدهای سرمایه داری اراضی یا کشت و صنعت
در جوامع سرمایه داری گرایش عمده ای به تجاری کردن کشاورزی وجود دارد. مالکیت این واحدها معمولاً تحت مؤسسات تجاری است و موفقیت آنها به دلیل استفاده از تکنیکهای مدیریت و ترکیب منطقی تک کشتی هستند. این واحدها در کشورهایی که فعالیت دارند غالباً همچون قلمروهای اقتصادی جزیره وار عمل می کنند . کشت و صنعتها هیچگونه شباهتی با واحدهای بزرگ زراعی در آمریکای لاتین ( لاتیفوندیا ) ندارند. نظیر چنین واحدهای تجاری خصوصی، واحدهای بزرگ تجاری دولتی است که عمدتاً در کشورهای سوسیالیستی اروپای شرقی دیده می شود که اغلب بعد از جنگ دوم جهانی بوجود آمدند مانند سووخوز در شوروی سابق. این واحدها معمولاً نیازهای کارخانه های صنایع غذایی و مواد اولیه صنایع بخش کشاورزی را تأمین می کنند. واحدهای زراعی دولتی معمولاً با استفاده از نیروی کار کارگر و سرمایه گذاری در ادوات سنگین کشاورزی اداره می شوند.
هیچیک از نظامهای فوق به تنهایی وجود ندارد بلکه به علت عوامل جغرافیایی، اقتصادی و تاریخی تعدادی از این نظامها در یک کشور در کنار یکدیگر وجود دارند. این نظامها اغلب با هم ارتباط ارگانیک دارند مانند نیاز به نیروی کار برای کشت و صنعتها از مناطق دهقانی. به دلایل جغرافیایی، اقتصادی و تاریخی در جوامع مختلف یکی از نظامهای فوق شکل غالب می شود.
کلان نگری به نظامهای بهره برداری کشاورزی
درک خصوصیات نظامهای بهره برداری کشاورزی با هدف تقویت و با ایجاد تحول مثبت مستلزم شناختی سیستمی از فرآیندهای اکولوژیکی، اجتماعی، مدیریتی و اقتصادی از همان نظام میباشد. در واقع هر یک از اجزاء نظامهای بهره برداری خود متأثر از عوامل تأثیر گذار بیرونی مانند محیط های طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هر جامعه است. عوامل محیطی هم تحت تأثیر محیط جهانی قرار دارند.
نظامهای بهره برداری بهینه توانایی کاهش فقر در جامعه را دارند. همچنین زمینه ساز توسعه کشاورزی بوده و از بعد اقتصادی و دموگرافیک ( جمعیت شناختی ) نیز دارای اهمیت هستند. نظام
بهره برداری پایدار مستلزم توجه همه جانبه به آن از طریق برنامه ها، سیاستها و فعالیتهای مناسب است.
با درنظر گرفتن تعاریف و اهمیت نظامهای بهره برداری کشاوری به نظر میرسد برنامه ریزان و مسئولان میباست نظامهایی را گزینش نمایند که در مسیر واقعی توسه کشاورزی قرار داشته باشند. این مسر شامل دستیابی به اهدافی مانند افزایش کمی و کیفی تولید، ایجاد اشتغال، توزیع عادلانه درآمد و جلوگیری از تخریب و آلودگی منابع و محیط زیست است. انتخاب نظامهای بهره برداری شاید یکی از مشکل ترین وظایف دست اندرکاران توسعه کشاورزی باشد. دکتر خادم آدم در ارتباط با برنامه ریزی برای انتخاب نظامهای بهره برداری کشاورزی اشاره میکند که این گزینش ها از یک طرف در ارتباط با اولویتهای هدفهای بخش کشاورزی و توسعه مناطق روستایی قرار دارد و از طرف دیگر در ارتباط با امکانات بالقوه عوامل تولید، وجود شرایط لازم برای ترکیب مطلوب آنها، قابلیت تبدیل بهره برداریهای بالقوه به بالفعل و نیز وضع غالب مالکیت و مسائل اجتمعی و حقوقی وابسته به آن می باشد.
نکته مهم دیگری که میبایست ذکر گردد این است که نظامهای بهره برداری کشاورزی در هر جامعه ای در واقع نقش مکمل و احیاء کننده همدیگر را دارند و این تفکر و اقدام بعضاً نامناسب که برخی از نظامهای بهره برداری را میبایست به سرعت در جهت شکل گیری دیگر نظامها از بین برد همواره مورد چالش بوده و براساس شواهد زیانهای تسلسل واری به همراه خواهد داشت. تصمیم گیری در خصوص گزینش نظامهای بهینه بهره برداری ایجاب می نماید که اولاً بررسیهایمتعددی در این زمینه صورت گیرد. ثانیاً تغییرات شناخته شده در قالب یک روند زمان بر صورت گیرد زیرا عمده نظامهای سنتی به عنوان جزئی از فرهنگ جامعه درآمده است. تحول در نظامهای بهره برداری با هدف توسعه کشاورزی میبایست از الگوهایی منطقی تبعیت نماید.
نتیجه گیری
کشاورزی یک سیستم بسیار پیچیده تولیدی است . در فرآیند تولید رابطه انسان با سایر عوامل، ابعاد نظام بهره برداری را مشخص می سازد. نظامهای بهره برداری دارای اجزاء متنوعی هستند که با هم در تعامل هستند. مهمتین این عناصر عبارتند از سازمان، مدیریت، اطلاعات، تکنولوژی، فضا، سطح توسعه، اعضاء و عملکرد که آنرا از انواع دیگر نظامهای بهره برداری متمایز می کند. ساختار واحدهای کشاورزی در کشور از نظر اندازه، ترکیب کشت و وضعیت حقوقی به اشکال متنوعی وجود دارد. اکثر بهره برداریها کوچک و دهقانی هستند در مقابل واحدهای دولتی بیشتر متوجه گروه دوم است. این وضعیت چالشی عمده در بهره برداری از منابع تولید کشاورزی به حساب می آید. هر نوع اقدامی در جهت تغییر نظامهای بهره برداری در کشاورزی بدون مطالعه عوامل تأثیر گذار و زمینه های اجتماعی، تاریخی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و حتی روانشناختی امید به موفقت را کم میکند.
پیشنهادات
مطالعه و یافتن راهکارهای جدید برای تحول در هر یک از اجزاء و تعامل آنها با محیط می تواند در تحول ساختارهای نظامهای بهره برداری به سمت توسعه پایدار مؤثر باشد. بر همین اساس به نظر می رسدبرنامه ها نباید به سمت حذف سریع برخی از نظامها به نفع دیگر نظامها باشد، بلکه مسیر کلی مییایست شناسایی نقاط ضعف و قوت نظامها، کاستن نقاط ضعف، بهینه نمودن و نهایتاً تبدیل تدریجی آنها به یکدیگر است.
با مراجعه به تحقیقاتی که در زمینه نظامهای بهره برداری کشاورزی درنقاط مختلف جهان انجامشده است می توان دریافت که عمده این تحقیقات گرایش اقتصادی داشتند حال آنکه شیوه
بهره برداری از منابع در دواقع جزئی از فرهنگ هر جامعه است و در عین حال از تحولات اجتماعی و سیاسی نیز متأثیر میباشد . لذا منطقی به نظر میرسد که در قدم اول و در تناسب با تحولات جهانی، نظامهای بهره برداری کشاورزی به گونه ای سیستمی مطالعه و تحلیل گردد.
بخش کشاورزی اساساً با تراکم نیروی انسانی مواجه است و د عین حال شرایط مناسب برای اشتغال این گروه در سایر بخشهای اقتصادی بخوبی فراهم نیست. بر همین اساس بهبود ظرفیتهای بخش کشاورزی و صنایع روستایی از طریق بهینه نمودن بهره برداری از منابع و تبدیل آنها می تواند د جهت کاهش مشکل بیکاری کارساز باشد. علاوه بر آن می توان اثراتی مانند حفاظت از منابع طبیعی، انعطاف دز تولید و افزایش بهره وری را نیز پیش بینی نمود.
به نظر می رسد تلاش در جهت بهینه نمودن نظامهای بهره برداری کشاورزی راهکاری مناسب در حل مسائل کشاورزی و جامعه روستایی باشد. برنامه ریزانی که در این حیطه فعالیت می کنند نیاز فراوانی به یافته های تحقیقاتی با رویکردی سیستمی و نوین در این زمینه دارند.
فهرست منابع :
۱- ازکیا، م، ۱۳۷۴، جامعه شناسی توسعه و توسعه نیافتگی روستایی ایران، انتشارات اطلاعات.
۲- اسپدینگ، سی، آر، دبلیو، ۱۳۷۷، مقدمه ای بر سیستم های کشاورزی، ترجمه داور خلیلی و همکاران، نشر آوزش کشاورزی.
۳- پرتی،ز،ان، ۱۳۸۱، بازآفرینی کشاورزی، سیاستها و عملیات مناسب برای پایداری و خوداتکایی، ترجمه علیرضا کاشانی، مرکز تحقیقات و بررسی مسائل روستایی، وزارت جهاد کشاورزی.
۴- تقوی، ن، ۱۳۷۴، جامعه شناسی روستایی، انتشارات دانشگاه پیام نور.
۵- خادم آددم، ن، ۱۳۷۵، سیاست اقتصاد کشاورزی در نظامهای مختلف و ایران، انتشارات اطلاعات.
۶- دروئو، م، ۱۳۷۴، جغرافیای انسانی، ترجمه سیروس سهامی، انتشارات رایزن.
۷- سلمانزاده، س، جزوه درسی جامعه شناسی روستایی، دانشگاه شهید چمران اهواز.
۸- عبدالهی، م، ۱۳۷۷، نظامهای بهره برداری کشاورزی در ایران، جلد اول، وزارت کشاورزی.
۹- فرید، ی، ۱۳۷۴، سیر اندیشه در قلمرو جغرافیای انسانی، انتشارات دانشگاه تبریز.
۱۰- لهسایی زاده، ع،۱۳۷۲، جامعه شناسی کشاورزی، انتشارات اطلاعات.
۱۱- ناوی ثانی، ر، ۱۳۸۳، اندازه مزارع و نظامهای بهره برداری، مجله جها، شماره ۲۶۲.
۱۲- نجفی، غ، ۱۳۸۳، ترویج و نظام بهره برداری، مجله جهاد، شماره ۲۶۳.
۱۳- وثوقی، م، ۱۳۶۹، جامعه شناسی روستایی، انتشارات کیهان.
۱۴- هیچینز، د، ۱۳۷۶، کاربرد اندیشیه سیستمی، مترجم رشید اصلانی، انتشارات مرکز آوزش مدیریت دولتی.
۱۵- Dixon,j and A,Gulliver,2001,farming systems and Poverty, FAO, Rome.